مردی از آتش زنی از خاک

آتشی که ميسوزاند خاکی که می روياند

اما چه شد که این بار تو می سوزانی؟

ما از بدو تولد تا ختم آخرین جرعه نفس هایمان به دنبال

رسیدن به انتهای پنجره ایم و عشق روزنه ایست

برای رسیدن به انتهای پنجره دوست داشتن ....!

حالا دیگر باران هم که نبارد صدای چکاچک چکه های آب را می شنوی

خیس می شوی از بارانی که نباریده است

دستت را روی گونه ات بکش قطره های باران هم گاهی

شبیه اشک می شوند انگارچکه های عشق از چشم ابر باریده باشند .

گریه میشوند شکل باران و

تو خیس میشوی زیر بارش قطره های بارانی که مزه شوری اشک دارند

گاهی همه چیز به سادگی پیچیده می شود.آن تکه ابر کوچک را

که به یاد داری؟ همان که آمده بود که دمی بماند ؟ و ببارد !؟ می آید

می ماند ٬ باران می بارد

و دیگر فرقی نمیکند که هوای پیرامون تو چگونه باشد ؟

/ 108 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مونا

عسل

عسل

زهرا قرباني

سلام پريسا جون خوبی؟ ما رفتيم جشن تسنيم می خواستم خبرت کنما ولی انقدر عجله ای شد که اصلا وقت نکردم کامپيوترم رو روشن کنم ای کاش هم ديگر رو می ديديم. راستی تو رويای صدا گفته بودی دوستت از نمايشگاه مطبوعات و حضور يک سبد ترانه ای ها عکس يا فيلم داره می خواستم خواهش کنم اگه برات مقدور بود يه جوری با ميل يا هر طوری که راحتی به ما هم برسونی آخه نه من نه فرشته نتونستيم بريم

الهام وحدت

سلام پريسای پاييزی من انقد دلم برات تنگ شده

الهام وحدت

الان داره بارون مياد... فکر کن...ازون بارونای پاييز.

الهام وحدت

چرا رنگ نشريه ۸۶ سفيده مثل رويای صدا؟؟؟ من که با سعيد قهرم(((الکی))) ولی واقعا ديگه بهش سر نميزنم چون ديگه تحويلم نميگرفت اگه تونستی ما رو آشتی بدی

الهام وحدت

بارون تند تر شد پری!!! همش ياد تو می افتم .به قول احسان باران که ميبارد تو ميآيی ولی من دارم ميرم...خدافظ