دل نوشته های بارانی


 

دفتر را می گشایم روی اولین برگ سفید آن می نویسم:

 

"دوستت می دارم"

 

 

روزگاری فکرمی کردم که دوست داشتن دلیل نمی خواهد

 

و

حال ناباورانه به دنبال دلایلی برای اثبات این قضیه میگردم

 

گویا دوست داشتن هم جزپیچیده ترین مسائل دنیا شده

 

آن هم دنیایی که پایه ی وجودی اش از مهر است و محبت...

 

خدایی که"دل" را در نهاد مابه ودیعه نهاد"عشق"را برایش فرستاد

 

تااین دل مامن مهر باشد ومحبت اما نه هرعشقی....

 

حالا  گاهی این دل می گیرد

 

و

پناهش جز سایه ی مهر الهی نیست.

 

چقدر زیباست که دلتنگی هایت را  فقط برای خدا گریه کنی

 

و

 

او ببیند و حظ کند....

 

 

مثل اینکه کم کم به اثبات این قضیه نزدیک می شوم:

 

"قضیه ی دوست داشتنت"

 

جایی خوانده بودم:خدا هروقت میخواهد بنده اش رامستجاب کند

 

به دل او می اندازد که دعا کند..

و

 

این روزهاهروقت دلم برای دلت تنگ می شود دعا میکنم

 

و

 

این برای تمام عمر این دل کافی است...

 

دفتر را می گشایم و روی آخرین برگ سفید آن مینویسم:

 

" به خدا می سپارمت "

 

و

 

دفتر هزار برگ دلم را به دست باد می سپارم.

 

نوشته شده در ۱۳٩٢/۳/۱٤ساعت ۱٢:٠٤ ‎ب.ظ توسط پریسا نظرات ()


Design By : Pichak