دل نوشته های بارانی

 

 

باب الجواد...بارش باران ...نگفتنی است،

اذن دخول بر لب یاران نگفتنی است...

صدها زائر و عاشق میان صحن،

عرض ادب به شاه خراسان نگفتنی است...

 

 

یا ضامن ...

میخواهم امشب...

شبیه بی پناهی های آن آهوی بی پناه نگاهتان کنم...

آقا به داد دل مریضم برس...

یا مولا ضامنم شو...

ضامن توبه ام شو...

هم پیش خدا..

هم پیش خودم....

 

 گاه از درد..

گاه از شوق..

برای آسمان

اما چه فرقی می کند دل پر درد ابرها برای چیست؟؟؟

هوای حرم تو همیشه بارانیست....

 

پ.ن.: آقا جونم بی صبرانه منتظرم ... دعوتم کن به بهشتت..

نوشته شده در ۱۳٩٢/۱٠/۱۱ساعت ٤:٥٢ ‎ق.ظ توسط پریسا نظرات ()


Design By : Pichak