دل نوشته های بارانی

سلام به همه دوستای گلم

 

در مورد اینکه این بار تو پست جدیدم چی بنویسم خیلی فکر کردم

 

کسایی که مهمون همیشگی دل نوشته های بارا نی هستن

می دونن که من بیشتر متنهای ادبی مینویسم

 

متنهایی که همشون حرفهای دلم هستن

 

ولی این بار در آستانه بهترین روز زندگی ام

 می خوام از خودم بگم و از این وبلاگ

 

روزی که با تمام وجودم دوسش دارم

 نه فقط به این خاط که تو این روز متولد شدم

 

نه

 ................

12  آذر یادآور خیلی چیزها برای منه

هرسال تو این روزا حالم یه جور دیگه میشه

انگاری می خوام از نوع متولد بشم

 

خیلی چیزا را نمیشه در قالب کلمات توصیف کرد

 

عادت به طولانی نوشتن هم ندارم پس خللاصه مینویسم:

 

درست یک سال پیش بود که تصمیم گرفتم حرفهای دلم را تو یه وبلاگ بنویسم

 

چون این جوری میتونم نظر بقیه را در مورد نوشته هام

 و از همه مهمتر خودم بدونم

 

از همه کسایی که همیشه به اینجا سر میزنن

 

ویا خیلی اتفاقی گذارشون به کوچه دل نوشته های بارانی افتاده

 

می خوام تو این پست نظرشون را در مورد این وبلاگ و خود من بدن

 

بی تعارف. بی کنایه . بی پرده

 

خیلی دوست دارم نظر کسایی که منو از این طریق شناختن بدونم

 

پس نظر یادتون نره

.

.........................................................................

پریسا 12 آذر یکی از سالهای قشنگ خدا تو

 یه روز برفی ساعت 3 بعد از ظهر به دنیا اومد

 

از بچگی عاشق نوشتن بود

.

می نوشت ...حتی شده به اندازه دو سه جمله با همون زبان شیرین کودکی

 

بزرگتر که شد باباش براش یه پیانو کوچیک خرید تا سرگرم شه

 

ولی همین پیانو کوچیک شد همدم همه لحظات تلخ و شیرینش

حالا حرفهای دلش را یا در قالب حروف و کلمات رو کاغذ مینویسه

 

یا در قالب نت رو صفحه سیاه و سفید پیانو میزنه

.

دوران کودکی و نوجوانی پریسا با همه تلخی و شیرینیش گذشت

 

و 12آذر امسال پریسا 19 ساله میشه

با کلی آرزوها قشنگ

 

 

 

............................................................................

 

تو این 19 سال هر سال 12 آذر بارون اومده برای همین بارون را خیلی دوست د ارم

 

شاید خدا هم می خواد از این طریق بهم تبریک بگه

امسال هم قبل از همه منتظر تبریک خدا هستم

نوشته شده در ۱۳۸٧/٩/٢ساعت ۸:٠٢ ‎ق.ظ توسط پریسا نظرات ()


Design By : Pichak