دل نوشته های بارانی

مردی از آتش زنی از خاک

آتشی که ميسوزاند خاکی که می روياند

اما چه شد که این بار تو می سوزانی؟

ما از بدو تولد تا ختم آخرین جرعه نفس هایمان به دنبال

رسیدن به انتهای پنجره ایم و عشق روزنه ایست

برای رسیدن به انتهای پنجره دوست داشتن ....!

حالا دیگر باران هم که نبارد صدای چکاچک چکه های آب را می شنوی

خیس می شوی از بارانی که نباریده است

دستت را روی گونه ات بکش قطره های باران هم گاهی

شبیه اشک می شوند انگارچکه های عشق از چشم ابر باریده باشند .

گریه میشوند شکل باران و

تو خیس میشوی زیر بارش قطره های بارانی که مزه شوری اشک دارند

گاهی همه چیز به سادگی پیچیده می شود.آن تکه ابر کوچک را

که به یاد داری؟ همان که آمده بود که دمی بماند ؟ و ببارد !؟ می آید

می ماند ٬ باران می بارد

و دیگر فرقی نمیکند که هوای پیرامون تو چگونه باشد ؟
نوشته شده در ۱۳۸٦/٧/٢٦ساعت ۳:٤۳ ‎ب.ظ توسط پریسا نظرات ()

         خودم را به تو می سپارم.........

آری وقتی خودم را به تو می سپارم زیباترین لحظه زندگی در کنار من است و همه زیبایی ها را به آغوش می کشم. نمی دانم چگونه هر از گاهی به خودم جرات می دهم که دنیا را در این چهار دیواری دیده خود محدود کنم. اما آنگاه که خودم را به تو می سپارم باد نیز بهترین تکیه گاه من می شود و قاصدک بهترین پیام رسان میان ما.

آنگاه که تو را در پیش خود لمس می کنم قلب من رویایی ترین قلب است و چه زیبا می شود اگر دلم مملو از شقایق هایی شود که روزی آنها را به تو تقدیم نمایم.

در آن هنگام آسمان نیز پای خود را با محبت گره می زند و من همیشه در کنار تو از آسمان می گویم و چرخه روزگار فقط در روی خوبیها می ایستد. در آن هنگام حتی کاکتوس لطیف ترین گل و کلاغ زیباترین پرنده می شود. خدای من هرگاه به تو می اندیشم و خودم را به تو می سپارم تمتم لحظاتم بوی بهشت را می گیرند و چه خوب است این لحظات همیشه از آن من شود...... آری چه خوب است

و حالا تو ای دوست ،ای یار امروز این را بدان،گل همیشه زیباست.مرغ عشق می خواند با عشق.دریا همیشه موج دارد برای ساحل،آسمان همیشه ستاره دارد،جنگل همیشه امن است برای آهو و صیار همیشه ننگی است برای طبیعت و عقاب همیشه نیرومند است برای جوجه هایش و برکه همیشه جایی است برای شنای قوهای سفید و دشت همیشه پر است از شقایق های وحشی و آغوش مادر همیشه پر است از محبت و سجاده هنوز هم تشنه دعا و عشق هنوز هم گرم می کند وجود مرا و من هنوز دوست می دارم تو را و زندگی هنوز هم بدون ما معنایی ندارد برای خدا

                             خدای من و تو او که در همین چند قدمی هاست

بیایید ما هم خدایی باشیم

                                                               التماس دعا

نوشته شده در ۱۳۸٦/٧/٧ساعت ۱٢:٥٠ ‎ب.ظ توسط پریسا نظرات ()


Design By : Pichak